افسانه اژدها
اژدها در فرهنگ چینی ها
اژدها ریشه عمیقی در فرهنگ چینی ها دارد. چینی ها غالبا خود را از نسل اژدها می دانند. هیچ کس واقعا نمیداند اژدها از کجا آمده است. به نظر می آید که اژدها ترکیبی از چند حیوان مختلف باشد. برای مردم چین ظاهر اژدها به صورت ترکیبی از اعضای بدن 9 موجود به شرح زیر تعریف میشود:

فلاسفه چین و مکاتب فلسفی آنان
مكاتب فلسفی چین
عمده مكاتب فلسفی چین عبارتند از: آیین قانون, آیین تائو و آیین مو. یك سخن كهن چینی می گوید: اگر آیین كنفوسیوس را روجامه چینیان بدانیم, آیین تائو روح آن است.
این سخن گویای نفوذ گسترده آیین تائو در زیر و بم های زندگی روحی و عملی چینیان است.


گفته های حکیمانه
گفتار بزرگان
1) پائولو کوئیلو «کیمیاگر»: در جوانی آنگاه که رؤیاهایمان با تمام قدرت درما شعله ورند خیلی شجاعیم ولی هنوز راه مبارزه را نمی دانیم، وقتی پس از زحمات فراوان مبارزه را می آموزیم دیگر شجاعت آن را نداریم. گوته: «هر آنچه را که می توانید انجام دهید ، و یا در رؤیای خود می بینید که قادر به انجام آن هستید شروع کنید ، جسارت در بطن خود، نبوغ و قدرت جاودانه ای را نهفته دارد».
2) ک.گ.یونگ: این ذهن است که ذهن را جلب می کند، فقط درست ها می آیند و ما به وسیله ناخودآگاهی هدایت می شویم زیرا ناخودآگاه می داند
3) جلال الدین رومی: کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد.
4) فروید از کتاب شور ذهن: زمانی دراز نگرانیم که چگونه زنده بمانیم، بعد خود را دل مشغول چگونه نمردن می کنیم این است تمایز هوشمندانه.
5) اشو: همیشه به خاطر داشته باش هرگاه به قله رسیدی، همزمان دره ای عمیق نیز در کنارش دهان باز خواهد کرد. اگر می خواهی به بهشت دست پیدا کنی، ریشه های تو باید در خود جهنم پا بگیرند.
6) هرمان هسه: ما باید طبیعت را به چشم مادرمان بنگریم و با آرامش خودمان را به او تسلیم کنیم تا بتوانیم خیلی راحت احساس کنیم که به جهان باز می گردیم همانطور که همه موجودات دیگر باز می گردند. همه ما در حقیقت جزء جدايي ناپذیر این کلیم. طغیان عبث است، ما باید خودمان را به این جریان بزرگ واگذاریم . رومن رولان : هیچکس حق ندارد وظایف خود را فدای تمایل دل خویش کند، اما دست کم باید این حق را به دل داد که هنگام عمل به وظایف خویش خوشنود نباشد. ***
7) سقراط : هرکسی که بداند که نداند از همه داناتر است یک چیز را خوب می دانم و آن این است که هیچ نمی دانم هر که بداند درست چیست، دست به نادرست نمی زند ***
8) نیچه : ما در رویدادهای زندگی خود نقشی نداریم، اما در اینکه چگونه آنها را تعبیر کنیم، مؤثر هستیم.
9) جبران خلیل جبران « نامه های عاشقانه یک پیامبر »: نفرت به همان اندازه دوست داشتن ، خوب است . یک دشمن می توان به خوبی یک دوست باشد . برای خود زندگی کن، زندگیت را بزیی، سپس به راستی دوست انسان خواهی شد .
10)جی.پی.واسوانی « تا سرای او »: هرکس همان گونه است که فکر می کند پس مراقب افکار خود باشید . ذهن همچون ساعتی پیوسته درحال کار کردن است و باید هر روز با اندیشه های خوب آن را کوک کرد .
11)شو کینگ : میان دانستن و دریافت کردن فاصله زیادی است. دانستن دشوار نیست اما دریافت کردن دشوار است.
12)گواتما بودا : هستي ما به ناپايداري ابرهاي پاييز تماشاي تولد و مرگ موجودات همچون نظاره شعلههاي آتش يك عمر مانند جرقه رعدي در آسمان چون سيلابي پر شتاب و روان از سراشيبي كوهي
13)شو کینگ : میان دانستن و دریافت کردن فاصله زیادی است. دانستن دشوار نیست اما دریافت کردن دشوار است.
14)جی.پی.واسوانی « تا سرای او »: هرکس همان گونه است که فکر می کند پس مراقب افکار خود باشید . ذهن همچون ساعتی پیوسته درحال کار کردن است و باید هر روز با اندیشه های خوب آن را کوک کرد .
15)گوته: هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد .
16)یوستین گوردر « راز فال ورق »: «زندگی بخت آزمایی بزرگی است که فقط بلیط های برنده را می توان دید» ضرب المثل سانسکریت درختان بارور خم می شوند و مردان بزرگ متواضع میگردند، اما شاخه های خشک و مردم نادان می شکنند وخم نمی شوند.
17)ک.گ.یونگ: انسان وقتی تمام عیار، وحدت یافته، آرام، بارور و شادمان می شود که فرآیند فردیت کامل شود، وقتی که ؛ خودآگاه و ناخودآگاه او بیاموزند در صلح و صفا با هم زندگی کنند و مکمل یکدیگر باشند.
18)جبران خلیل جبران: بهترین بخشی را در هر فرد جست وجو کن و این را به او بگو. همه ما به چنین محرکی نیازمندیم، هر بار که از کار من ستایش می شود، فروتن تر می گردم چون احساس نادیده گرفته شدن یا ناخوشایند بودن نمی کنم. نگریستن به عظمت همسایه ات را بیاموز و عظمت خودت را نیز بنگر.
19)سری چینموی: «موفقیت روی ستون های شکست شکل می گیرد»
20)پائولو کوئیلو: قلب آدم ها گاهی شکوه می کند چرا که آدم ها می ترسند که بزرگترین رؤیاهایشان را متحقق کنند، چون یا فکر می کنند که لیاقتش را ندارند و یا اینکه نمی توانند از عهده آن برآیند. ما قلب ها از ترس می میریم. تنها از اندیشیدن به عشق های مدفون شده و یا لحظاتی که می توانستند خیلی زیبا باشند و نبودند یا گنج هایی که می توانستند کشف شوند ولی برای همیشه در زیر خاک مدفون ماندند چون اگر هریک از این اتفاق ها بیفتد ما رنج وحشتناکی می کشیم. «قلب من از رنج کشیدن می ترسد» همیشه به قلبت بگو: «که ترس از رنج از خود رنج بدتر است» (تاریکترین لحظه شب لحظه قبل از طلوع آفتاب است).
توکارام: اگر می خواهید حقیقتاً زندگی کنید، ابتدا مردن را بیاموزید!
21)امرسون : وجود شما چنان صدای رسایی دارد که نمی توانم سخنانتان را بشنوم.
22)يوستین گوردر: عجیب است که ما انسان ها از هر جهت تا به این حد هوشمند هستیم. فضا و ساختمان اتم را کشف می کنیم اما از ماهیت خودمان اطلاعی نداریم یا درک درستی نداریم
23)میگوئل سرانوی « بایونگ و هیسه »: مهم نیست که چقدر منزوی هستید و چه مایه احساس تنهایی می کنید، اگر کار خود را حقیقتاً و خودآگاهانه انجام دهید، یاران ناشناخته می آیند و شما را طلب می کنند.
24)دبی فورد « نیمه تاریک وجود »: ما انتخاب کرده ایم که به بخش هایی از وجود خود اجازه بودن ندهیم و درنتیجه مجبور هستیم انرژی روانی بسیاری را صرف پنهان نگه داشتن آنها بکنیم.
25)میگوئل د اونامونو « مه »: کسی که زیاد سفر می کند قصدش فرار از مبدأ است نه رسیدن به مقصود
26)فرانتس كافكا: لازم نيست گوش كنيد، فقط منتظر شويد. حتي لازم نيست منتظر شويد، فقط بياموزيد آرام و ساكن و تنها باشيد. جهان آزادانه خود را به شما پيشكش خواهد كرد تا نقاب از چهرهاش برداريد انتخاب ديگري ندارد؛ مسرور به پاي شما در خواهد غلطيد
27)سوامي ويو كاناندا: «كارما» گواه جاودان آزادي انسان است انديشهها و گفتار و كردارمان تارهاي پيلهاي است كه پيرامون خود ميتنيم
28)لائو تسه: داناي فرزانه بيآنكه گام سپارد، ميداند بيآنكه بنگرد، ميبيند بيعمل، سامان ميدهد
29)کوئیلو « مبارزان راه روشنایی »: دو اشتباه بسیار بزرگ یکی این است که قبل از موعد اقدام به عمل کنیم و دیگری این است که فرصت مناسب را از دست بدهیم.
30)باگاواد گتیا: آنکه کارهایم به دست اوست، یار وفادار من است، از هر تعلق و دلبستگی بری است و به هر موجودی مهر می ورزد. او به سویم می آید
31)کنفسیوس: اگر غذایی نامطبوع بخوری، آبی ناگوار بنوشی و بر خم بازوانت بالین بسازی، هنوز می توانی سرور و شادمانی را بیابی
32)منسیوس: غفلت بورزید تا سرگشته بمانید. بجویید تا بیابید!
33)جبران خلیل جبران: سکوت دردناک است. اما در سکوت است که همه چیز شکل می گیرد و در زندگی ما لحظه هایی هست که تنها کار ما باید انتظار کشیدن باشد. درون هر چیز در اعمال هستی، نیرویی هست که چیزی را می بیند و می شنود که هنوز قادر به درکش نیستیم، هر آنچه امروز هستیم، از سکوت دیروز زاده شده است.
34)تاولر: به راستی که شماری بسیار از مردم با یاوه گویی های خود نشان می دهند که میان تهی هستند اما اندکی از آنان نیز با سکوت خود نشان می دهند که الهی هستند.
www.mashal.org
لیست منابع تاریخی
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|
|
|
بقایای یک تمدن در جیرفت
شايد با ادامه اکتشافات و تحقيق بر روی اين آثار، باستان شناسان به اين نتيجه برسند که پس از اين بجاي بين النهرين عراق بايد ايران را مهد تمدن جهان ناميد.
ادامه دارد
تمدن بابل و دولت ویرانگر اشور بنی پال
ورود آریایی ها به فلات ایران
زیگورات چغازنبیل
ادامه دارد.........
دوران های تاریخی
اکثر مورخان غربی چه آنها که به تیپولوژی تاریخی معتقدند یا به سیر ارتقاییتاریخ،در هر حال تاریخ را به سه یا چهار دوره تاریخی از نظر فرهنگی و زمانیصورت بندی کردهاند که عبارتند از:
۱-دوره شرق یا ما قبل یونانی،
۲-دوره فرهنگ یونان وروم،
۳-دوره قرون وسطای مسیحی و فرهنگ اسلامی و بالاخره
۴-دوره جدید فرهنگجهانی غرب.به تناسب این ادوار چهار دوره بزرگ هنری نیز میتوان بر شمرد (1) .در اینمیان شرق خمیر مایه تمدن غرب تلقی میشود.
ادامه دارد
جایگاه انسانی کارگر در دوره هخامنشیان
جایگاه انسانی کارگر و توجه به حقوق او
هنگامی که در زمان هخامنشیان یعنی 2500 سال پیش ، تخت جمشید را می ساختند ، بر خلاف تصورُِ کسی بصورت بردگی به کار گرفته نشده است 0 بلکه همه کارگر ان مزد بگیر بودند 0 در کشفیات تخت جمشید تعداد زیادی لوح های گلی بدست آمده است که مربوط به بایگانی تخت جمشید بوده است 0 در این لوح ها صورت حقوق کارگران ذکر شده است 0 اروپایی ها تا حدود سال 1850 م یعنی 2350 سال پس از آن باکارگران روزمزد ، با شدت فراوان به برده داری وکار اجباری بردگان می پرداختند 0 تصور اینکه بیست و پنج قرن پیش ، سیستم بایگانی تا این حد از جزئیات را نگهداری و حفظ می نموده است ، جالب است 0
گاتهــــــــــا
گاتهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا
'گاهان نام کهنترین بخش کتاب اوستاست که گاهان پنجگانه یا پنج سرود زرتشت اسپنتمان را دربر میگیرد. تاریخ سرودن گاهان زمان تقریبی ۱۵۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد است. در پارسی این نام را گاتها و گاثاها هم نوشتهاند. خود واژه گاه به معنی سرود است. گاهان خود پارهای از یکی از بخشهای اوستا به نام یَسنه است. هر یک از فصلهای یسنه، هات نام دارد و گاتها هفده هات از ۷۲ هات یسنه را دربر میگیرد که شامل ۲۳۸ بند، ۸۹۶ بیت و ۵۵۶۰ واژهاست. نامهای پنج گاهان از این قرار است:
اَهونَوَدگاه نام نخستین روز از پنج روز اندرگاه است که آن را به نام نخستین سرود از گاهان پنجگانه زرتشت خواندهاند. این سرود که «اهونویتی (Ahunavaiti)» نام دارد شامل ۷ سرود؛ از یسن ۲۸ تا یسن ۳۴ میباشد.
اُشتَوَدگاه نام دومین روز از پنج روز اندرگاه است که آن را به نام دومین سرود از گاهان پنجگانه زرتشت خوانده اند. این سرود که «اوشتویتی (Ushtavaiti)» نام دارد شامل ۴ سرود؛ از یسن ۴۳ تا ۴۶ میباشد
نام سومین روز از پنج روز اندرگاه است که آن را به نام سومین سرود از گاهان پنجگانه زرتشت خوانده اند. این سرود که سرود «سپنتامینیو (Spentamainyu)» نیز نام دارد: شامل 4 سرود؛ از یسن 47 تا 50 میباشد
وُهوخْشتَرگاه نام چهارمین روز از پنج روز اندرگاه است که آن را به نام چهارمین سرود از گاهان پنجگانه زرتشت خوانده اند. سرود وهوخشترگاه در اوستا، یَسنه را در بردارد. این سرود که «وهوخشثرَ (Vohuxshathra)» نام دارد شامل یسن 51 میباشد
وَهیشتوایشْتگاه نام پنجمین روز از پنج روز اندرگاه است که آن را به نام پنجمین سرود از گاهان پنجگانه زرتشت خوانده اند. این سرود که وهیشتویشتی (Vahishtoishti)» نام دارد دربرگیرنده یسن 53 است
مهارتهای زندگی
خودآگاهي
خودآگاهي ، توانايي شناخت و آگاهي از خصوصيات ، نقاط ضعف و قدرت ، خواسته ها ، ترس و انزجار است. رشد خودآگاهي به فرد کمک مي کند تا دريابد تحت استرس قرار دارد يا نه و اين معمولا پيش شرط ضروري روابط اجتماعي و روابط بين فردي مؤثر و همدلانه است.
همدلي
همدلي يعني اينکه فرد بتواند زندگي ديگران را حتي زماني که در آن شرايط قرار ندارد درک کند. همدلي به فرد کمک مي کند تا بتوانند انسانهاي ديگر را حتي وقتي با آنها متفاوت است بپذيرد و به آنها احترام گذارد. همدلي روابط اجتماعي را بهبود مي بخشد و به ايجار رفتارهاي حمايت کننده و پذيرنده ، نسبت به انسان هاي ديگر منجر مي شود.
ارتباط مؤثر
اين توانايي به فرد کمک مي کند تا بتواند کلامي و غير کلامي و مناسب با فرهنگ ، جامعه و موقعيت، خود را بيان کند بدين معني که فرد بتواندنظرها ، عقايد ، خواسته ها ، نيازها و هيجان هاي خود را ابراز و به هنگام نياز بتواند از ديگران درخواست کمک و راهنمايي نمايد. مهارت تقاضاي کمک و راهنمايي از ديگران ، در مواقع ضروري، از عوامل مهم يک رابطه سالم است.
روابط بين فردي
اين توانايي به ايجاد روابط بين فردي مثبت و مؤثر فرد با انسانهاي ديگر کمک مي کند. يکي از اين موارد ، توانايي ايجاد روابط دوستانه است.که در سلامت رواني و اجتماعي ، روابط گرم خانوادگي ، به عنوان يک منبع مهم روابط اجتماعي ناسالم نقش بسيار مهمي دارد.
تصميم گيري
اين توانايي به فرد کمک مي کند تا به نحو مؤثرتري در مورد مسائل تصميم گيري نمايد. اگر کودکان و نوجوانان بتوانند فعالانه در مورد اعمالشان تصميم گيري کنند ، جوانب مختلف انتخاب را بررسي و پيامد هر انتخاب را ارزيابي کنند ، مسلما در سطوح بالاتر بهداشت رواني قرار خواهند گرفت.
حل مسأله
اين توانايي فرد را قادر مي سازد تا به طور مؤثرتري مسائل زندگي را حل نمايد . مسائل مهم زندگي چنانچه حل نشده باقي بمانند ، استرس رواني ايجاد مي کنند که به فشار جسمي منجر مي شود.
تفکر خلاق
اين نوع تفکر هم به مسأله و هم به تصميم گيري هاي مناسب کمک مي کند . با استفاده از اين نوع تفکر ، راه حلهاي مختلف مسأله و پيامدهاي هر يک از آنها بررسي مي شوند . اين مهارت ، فرد را قادر مي سازد تا مسائل را از وراي تجارب مستقيم خود را دريابد و حتي زماني که مشکلي وجود ندارد و تصميم گيري خاصي مطرح نيست ، با سازگاري و انعطاف بيشتر به زندگي روزمره بپردازد.
تفکر انتقادي
تفکر انتقادي ، توانايي تحليل اطلاعات و تجارب است . آموزش اين مهارت ها ، نوجوانان را قادر مي سازد تا در برخورد با ارزش ها ، فشار گروه و رسانه هاي گروهي مقاومت کنند و از آسيب هاي ناشي از آن در امان بمانند.
توانايي حل مسأله
اين توانايي فرد را قادر مي سازد تا هيجان ها را در خود و ديگران تشخيص دهد ، نحوه تأثير هيجان ها بر رفتار را بداند و بتواند واکنش مناسبي به هيجان هاي مختلف نشان دهد . اگر با حالات هيجاني ، مثل غم و خشم يا اضطراب درست برخورد نشود اين هيجان تأثير منفي بر سلامت جسمي و رواني خواهد گذاشت و براي سلامت پيامدهاي منفي به دنبال خواهند داشت.
توانايي مقابله با استرس
اين توانايي شامل شناخت استرس هاي مختلف زندگي و تأثير آنها بر فرد است . شناسايي منابع استرس و نحوه تأثير آن بر انسان ، فرد را قادر مي سازد تا با اعمال و موضع گيري هاي خود فشار و استرس را کاهش دهد.
آدم سازی
پدري براي سرگرم كردن فرزندش نقشه جهان را چند قسمت كرد و به او داد تا مانند پازل درستش كند پسر خيلي زود اين كار رو تمام كرد پدر كه ميدانست فرزند با نقشه دنيا آشنايي نداشته تعجب كرد و پرسيد چه طور به اين سرعت تونستي تكميلش كني پسر جواب داد: پشت نقشه عكس يه آدم بود ، آدم رو ساختم جهان خود به خود درست شد
کمونیسم و دلیل پیدایش آن
کمونیســــــــــــــــــــم
يكي از دلايل اينكه كمونيسم در ابتداي پيدايش مدنيت پيدا شده آن است كه اين طرز زندگي در مواقع قحطي بروز ميكند، چه، در آن هنگام، فرد، براي فرار از خطر مشتركي كه همه را تهديد ميكند، ناچار به دامان اجتماع پناه ميبرد. هنگامي كه فراواني رخ ميكند و خطر از بين ميرود همبستگي افراد از نيرو ميافتد و در عوض، توجه به خويشتن قوت ميگيرد؛ در واقع، هنگامي كه وسايل تجمل و خوشگذراني فراهم ميشود، كمونيسم از بين ميرود. بتدريج كه پيچيدگي و پرشاخ و برگي يك اجتماع زيادتر ميشود و تقسيم كار مردم را در رشتههاي ممتاز از يكديگر مياندازد، ديگر دشوار است كه خدمتها و مشاغل مختلف، از لحاظ ارزش اجتماعي، همپايه بمانند: در اين هنگام، چاره نيست جز آنكه كساني كه خدمتشان منبع خيرات بيشتري براي جامعه است پاداش بيشتري را، از آنچه در تقسيم مساوي منافع پيشبيني ميشود، درخواست كنند. هر تمدني كه در حال رشد است صحنة عدم تساويهايي است كه اثر يكديگر را تشديد ميكنند؛ اختلاف مواهب طبيعي ميان اشخاص، با اختلاف فرصتها و اوضاعي كه براي آنان پيدا ميشود دست به يكديگر ميدهد، و در آخر كار، سبب ايجاد تفاوتهاي ساختگي ديگري در ثروت و به دست گرفتن نيرو ميشود؛ اگر قانون يا ارادة حاكم مستبدي اين اختلافات تصنعي را از ميان بر ندارد، بالاخره به مرحلة انفجار ميرسد و فقيران، كه هيچ چيز ندارند تا از گم كردن آن هراس داشته باشند، شورش ميكنند، و در نتيجة همين انقلاب، همة مردم در فقر عالمگير جديد برابر ميشوند.
چنين است كه همة جامعههاي جديد خواب خوش كمونيسم را ميبينند و به اين ترتيب از حيات نياكان خود، كه از زندگي كنوني ما سادهتر و به مساوات نزديكتر بود، ياد ميكنند، و هنگامي كه مردم اختلاف شديد و عدم تأمين زندگي را بيشتر احساس مينمايند و ديگر برايشان قابل تحمل نميشود، بر گذشته افسوس ميخورند و ميخواهند به هر قيمت هست به آن بازگردند، غافل از آنكه چون مساوات برقرار شود، فقر نيز بر همه جا سايه خواهد گسترد. به همين جهت است كه تقسيم زمينها هرچند يكبار از سر گرفته ميشود، خواه به حكم قانون باشد، خواه برخلاف قانون، و خواه اين امر به وسيلة برادران گراكوس در روم صورت پذيرد، يا به وسيلة ژاكوبنها در فرانسه، يا به وسيلة كمونيستها در روسية شوروي. همينطور ثروت نيز، هرچند يك بار به طور منظمي تجديد تقسيم پيدا ميكند، خواه از راه مصادره به وسيلة قهر و غلبه باشد، يا از راه ماليات بر درآمد و ارث، كه آن نيز خود، نوعي از مصادره است. پس از تقسيم، دوباره مسابقه در طريق جمع مال و منال و قدرت از سر گرفته ميشود، و مردم، از راه تفاوت قابليتهاي خود، دو مرتبه به شكل هرمي درميآيند. قانون هرچه باشد، بالاخره كساني كه قابليت بيشتر دارند، از هر راه باشد، زمين حاصلخيز را به چنگ ميآورند و مقامات عالي را اشغال و در تقسيم، مطالبة سهم بيشتر ميكنند؛ به محض اينكه نيرو و قدرت در دست آنها افتاد، حكومت را اشغال ميكنند و قوانين تازه ميگذرانند، يا قوانين موجود را به ميل خود تفسير ميكنند، و پس از چندي، دوباره، عدم تساوي سابق برقرار ميگردد. چون به تاريخ اقتصادي از اين لحاظ بنگريم، مانند ضربانهاي كند قلب سازمان اجتماعي جلوهگر ميشود؛ با تجمع ثروت اين قلب منقبض ميشود و پس از آن، به صورت طبيعي، انبساطي پيش ميآيد، كه همان انقلاب است
خدایا ترا سپاسگزارم که به من آموختی که بیاموزم و بیاموزانم آنچه را آموخته ام و به این واسطه من را انسان آفریدی